كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
142
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
هذا اين كلام كه در قصّه احد و بدر گذشت يا اين شرح كه از امم گذشته و وقائع روزگار داديم بَيانٌ سبب هويداى سخن حق است لِلنَّاسِ براى عامه مردمان وَ هُدىً و زيادتى بصيرت وَ مَوْعِظَةٌ و پندى مشتمل بر ، رهبت و رغبت لِلْمُتَّقِينَ خاصه پرهيزگاران را وَ لا تَهِنُوا و سست مشويد و ضعف مورزيد ، چون در حرب احد خواجه عالم عليه السّلام بشعب كوه درآمد ابو سفيان علم تجلد بر تيغ كوه برده خواست كه بر اهل شعب مطلع گردد اصحاب رض را دغدغه بخاطر رسيد و حضرت عزّت جلّ و على جهت تسليه ايشان اين آيت فرستاد كه سستى مكنيد وَ لا تَحْزَنُوا و اندوهناك مشويد از جراحات و مصيبات يا فوت غنائم وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ و حال آنكه شما برترانيد از ايشان بحسب مكان يا از روى محاربه بر ايشان پيشى داريد يعنى در جنگ بدر يا برترى شما آنست كه كشتگان شما در صدر نعيماند و از ايشان در قعر جحيم يا مقام شما در درجات عاليه خواهد بود و از ايشان در درك الاسفل و حقيقت آنست كه اين بشارت بود مر مؤمنان را بعلو و غلبه يعنى شما منصور و غالب خواهيد شد و ايشان مقهور و مغلوب خواهند گشت إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ اگر هستيد گرويدگان بوعده حق كه فرمود و ان جندنا لهم الغالبون إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ اگر بشما رسيد جراحتى و زحمتى فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ پس به درستى كه رسيده است گروه كفّار را در روز حرب بدر مِثْلُهُ زخمى و المى مثل قرح و جرح شما وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ و اين روزها كه مدار زندگانى بر آنست نُداوِلُها مىگردانيم آن را بَيْنَ النَّاسِ ميان مردمان كه روزى به دولت و عشرت گذرد و روزى به نكبت و عسرت فيوما علينا و يوما لنا و اين مداولت براى آنست كه تا پند گيرند وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ و براى آنكه به بيند خدا يا بدانند اولياى او الَّذِينَ آمَنُوا صبر آنان را كه به دو گرويدهاند وَ يَتَّخِذَ و براى آنكه فرا گيرد مِنْكُمْ شُهَداءَ از شما گواهان يعنى گواه يكديگر باشيد كه در معركه جهاد كدام جان فدا كرده بود و كه رو بگريز نهاده وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ و خدا دوست نمىدارد ستمكاران را كه مشركانند وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ و فائده ديگر در مداوله آنست كه پاك گرداند خدا الَّذِينَ آمَنُوا مر مؤمنان را از گناه چه بلاها كه با اهل ايمان مىرسد كفر ذنوب ايشانست وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ و ديگر آنكه در نقصان افگند و هلاك سازد كافران را أَمْ حَسِبْتُمْ آيا مىپنداريد أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ آنكه درآييد به بهشت وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ و نديد خدا الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ آنها را كه جهاد كردهاند از شما وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ و نديد شكيبايان را بر فرمان رسول يا صابران را بر هجوم مصائب و وقوع نوائب ملخص سخن آنست كه بىمحنت مجاهده براحت مشاهده نتوان رسيد بيت بلبلى كو رستم خار تحمل نكند * بهتر آنست كه ديگر سخن گل نكند